داستان هایی تازه

سلام ...
آخیشششششششششششششششششششش ! خیلی خوب بود که دست به این وبلاگ نمی زدم ! ولی دیگه داشت بی نمک می شد !
امشب فقط اومدم یه سلامی عرض کنم و اظهار وجودی و چند تا تیتر :
× من هی کویر بودم ! تا دلتون بخواد !
× هی عکس گرفتم ...
× جمعه امتحان پایان ترم 2 زبان ایتالیایی داشتم .
× الان دپرسم که دیگه مجبور نیستم درس بخونم !
× احتمالن این ترم می افتم به حول و قوه ی الهی !
× زود زود می آم حسابی دهن این وبلاگ رو آباد می کنم !
× همینا !

 

   + غزل کریمی - ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱/۳۱