سکوت !

آفتاب می شود ... سايه می شود ... آفتاب می شود ... لرز می گيردم ... باران می بارد ... می ترسم ... می ترسم ... بغض می کنم ... گريه نمی کنم ... ابر می شود ... می بارم ... توی خودم می بارم ... کسی نمی فهمد ... می خندم ... می رقصم ... می ميرم ...

   + غزل کریمی - ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٦/۳۱