فاصله ی مقدس !

سلام ...
درخت ها دچار هم ديگرند ... ايستاده ٬ دقايق زندگي شان را با هم می شمرند . کنار هم ٬ با فاصله ٬ به هم نگاه می کنند ... از کنار هم بودن لذت مي برند ؛ گاه حتی عاشق هم می شوند و با تکان دادن برگ هايشان در باد ٬ عشق ورزی می کنند ! گاه می گريند ؛ گاه می خندند ... و در کنار اين گهگاه ها ٬ زندگی می کنند ... و پيدا و پنهان در همه ی اين ها ٬ فاصله ای است مقدس ٬ که دوستی شان را ٬ تنهايی شان را ٬ شعورشان را ٬ تعبير و تفسير می کند ...
به قول جبران خليل جبران در کتاب پيامبرش :

    « شما با هم زاده شديد و بايد که پيوسته با هم باشيد .
    با هم باشيد تا آن هنگام که مرگ بال های عمرتان را پر کند .
    حتی در خاطره ی خاموش خداوند نيز با هم باشيد .
    اما ٬ بگذاريد که با هم بودنتان را فضايی در ميان باشد ؛
    و بگذاريد که بادهای آسمان ٬ بين شما به رقص و پايکوبی باشند . »

درخت ها ٬ انگار شعور عاشقی شان بيشتر از ما است !

   + غزل کریمی - ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٧/٦