چيزهای اضافه ...

سلام ...
دلت می خواهد بروی توی اتاقت ٬ پشتت را بکنی به همه ی چيزهايی که جلوی ديدت را می گيرند ! پشتت را بکنی به کامپيوتر ٬ تلويزيون ٬ کتابخانه ٬ قفسه ی مجله ها ٬ آينه ٬ عکس های روی در و ديوار ٬ تخت خواب ( که رويش کوهی از کتاب و لباس و عروسک و هزار کوفت و زهرمار ديگر ريخته ! ) ...پشتت را بکنی به همه ی چيزهای «‌ اضافه » ! بنشينی رو به روی ديوار ؛ يک نارنگی خوشگل پوست بکنی ( و اصلا هم به رنگش فکر نکنی ! ) و کتاب « مجنون ليلی » را برای چندمين بار باز کنی و بخوانی ... و اين بار با حال و هوايی ديگر ...

عقده های تا هميشه بسته در گلو را به روز کرده ام ...

   + غزل کریمی - ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱۱