داستان یک توضیح

سلام ...

من نظر هیشکی رو تو وبلاگم پاک نمی کنم ! چه کسایی که می شناسم ، چه کسایی که نمی شناسم . واسه همینه که هنوز که هنوزه بخش نظرات وبلاگم رو به صورت تایید کردن نظر توسط خودم در نیاوردم . نمی دونم ! شاید یه روز بالاخره مجبور بشم این کارو کنم !

کسی که تو وبلاگ من نظر می ده ، الزامن دوست من نیس . الزامن معنی ش این نیس که می شناسمش .

کسی که تو وبلاگ من کامنت می ذاره ، می تونه هر چی تو دلشه بگه . من کامنت کسی رو پاک نمی کنم . کامنت تو رو هم پاک نکردم . این که کسی تو کامنتش به من حرف نامربوطی بزنه ، به خودش و به شخصیتش مربوطه . کسی که به من می گه احمق ، و به خودش اجازه می ده با من این طوری صحبت کنه ، حتمن شخصیتش در همون حده . کسی که من از سالیان دانشجویی و جلسات شعر فقط باهاش سلام علیک رسمی داشتم و خوشحالم که هیچ وخ بیشتر از این نبوده . الان راستش ناراحتم که همون سلام علیک رسمی رو هم داشتم . که اونم فقط به خاطر این که یه زمانی این آقا دوست پسر یکی از دوستای من بود و تو چن تا جلسه شعر دیده بودمش ... من این آدما رو دوست خودم نمی دونم . این وبلاگ هم خونه ی شخصی من نیس که فقط دوستا و فامیلام توش بیان و برن . منم باهات در مورد اون واژه ی bastardo موافقم .

نمی دونم چرا فک کردی نظرتو رو پاکش کردم . شایدم اینم دوباره از کرم های پرشین بلاگه . من کامنت تو رو می بینم . اگه تو نمی بینی ، باید به پرشین بلاگ اعتراض کنم . شاید سرور سایت مشکل داره . من کامنت تو رو می بینم . کامنت هیشکی رو پاک نمی کنم . حتا کامنت غریبه هایی که نمی شناسمشون . حتا کامنت های نامربوط یه عده روشنفکر نمای وطن پرست دروغی رو ! چه برسه به کامنت تو ...


فقط خواستم بدونی !

فقط خواستم بهت بگم عیدت مبارک !

فقط خواستم بهت بگم ...

   + غزل کریمی - ۱:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱