داستان یک چهل هزار تومن و یک ارسلان کارمکار و فک و فامیلش

سلام ...

دیروز کامکارها رفتیم . تو سالن اجتماعات برج میلاد . یه برج زشت بدقواره که هیچ وقت سمبل تهران نمی شه . ینی من اجازه نمی دم ! عمرن !

همین جور که رو صندلی های چرمی سالن خدا رو شکر تقریبن خوب میلاد نشسته بودم به این فکر می کردم که چی شد که تا چهارسال پیش بلیت کنسرت ها حدود ٨ تا ١٠ هزار تومن بود و از دو سال پیش شده ۴٠ هزار تومن !

خب ولی عود زدن ارسلان کامکار نذاشت بیشتر از این عذاب بکشم ... خدا می دونه چه جوری می تونه روی صفحه ی ساز هم پرده بگیره و اون صداها رو در بیاره و یه جوری ساز بزنه که نتونی بگی عود ترکیه یا عربی یا فارس ... ولی از همه بیشتر هم ایرانی باشه ... بعدشم که تک نوازی ش تموم شه ، همه ی سالن غش کنن براش و حتا فک فامیل نوازنده ش هم که هر کدوم استاد موسیقی ن ، از ساز زدنش به جود بیان ...

تو سالن جای سوزن انداختن نبود . خدایی فک نمی کردم این قدر پر شه ... البته خب موسیقی کامکارها نسبت به موسیقی های ایرانی دیگه مردمی تره ... بعدشم ! به قول خودشون تصمیم گرفته ن برای کنسرت های سنتی تخفیف ده درصدی قایل بشن ... ینی این کنسرت قرار بوده بلیتش ۵٠ هزار تومن باشه !!

بعدشم ، یکی بیاد به من بگه این آقای بیژن کامکار عزیز استاد مسلم دف و رباب .. که وختی دف می زنه آدم بیهوش می شه ، کی بهش گفته که : استاد جان ! عجب صدای خوبی داری ؟!!!!!! یکی پیدا نمی شه استاد رو از این اشتباه در بیاره ؟

پاشنه ی آشیل کامکارها همین صدای بیژن کامکاره . خودشو نمی گم . فقط صداشو ... تو رو خدا یکی بیاد و این استاد بزرگ دف رو از جو خوانندگی دربیاره !!

یه تیکه هم در مورد بخش دوم کنسرت بگم که موسیقی کردی بود البته با یه دونه هم لری که به میمنت حضور الواری چونان من خوندن اون بخش رو !

برای من جالب بود چند تا تصنیفی که به صورت تلفیقی اجرا کردن و بسنده نکردن به همون ملودی های گوش نواز قدیمی کردی . یه نوآوری که دست کم به گوش من قشنگ می اومد .

و البته دو سه تا هم آهنگ کردی شنگول قشنگ که اگه نباشن و همه ی سالن رو غرق خنده و کف نکنن ، اصن کنسرت کامکارها کنسرت نمی شه که ... !

...

همین !

   + غزل کریمی - ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢٠