اين ضعيفه های خاک بر سر !

سلام ...
يکم : ... بر او ببخشایید
        بر خشم بی تفاوت یک تصویر
        که آرزوی دور دست تحرک
        در دیدگان کاغذی اش آب می شود ...
                                                      فروغ فرخ زاد
دوم : تو فرض کن اين را برای تو می نويسم ! ... اما نه ! بگذار بگويم که تو بهانه ای شده ای برای اين که ... !
بچه مادر لازم دارد . مادر لازم دارد تا بزاياندش ؛ شيرش بدهد ؛ پرتابش کند توی دنيای ... ؛ مادر لازم دارد تا باهاش حمام برود ؛ غذا در دهانش بگذارد ؛ تر و خشکش کند ؛ از آب و گل درش بياورد ؛ مثل يک دسته گل بدهدش به آب ... آب مردابی مملکت الاغ ما !
بچه پدر لازم دارد . پدر لازم دارد تا اگر از مادرش جدا شده ، هفت سال صبر کند تا وقتی دسته گلش خوب از آب و گل در آمد ، برود بچيندش بياورد بگذاردش سر سفره اش که نان و عشق بخور و نميری بگذارد توی دلش ! ...
بچه ، مادر را تا هفت سالگی لازم دارد چون پدرها آن قدر بی عرضه هستند که ... و آن قدر وقت ندارند که به این کارهای ... ! و پدر را برای سال هاي کودکی و نوجوانی لازم دارند چون مادر آن قدر بی شعور است که ... !
اين را مملکت ما ، قانون ما ، دين ما ، اصلا هر کوفت و زهرمار ديگری که بوی تعفن گرفته از بس ... می گويد !
زن (‌در صورت طلاق )‌ لياقتش برای بچه داری در همين حد است : تا هفت سالگی !
سوم : منزل يکی از اقوام تشريف داشتيم . گل پسرشان فرمودند : « يکی نيست يه سینی چايی بياره ؟ » بهشان گفتند : « خب ! حميد خودت پاشو بيار اگه راست می گی ! » حميد آقا افاضه کردند که : « فقط همينم مونده که ديگه چايی هم بيارم ؛ مگه تو اين خونه زن نيست ؟!!! ... »
چهارم : ديشب برادرها و خواهرم با اهل خانه تشريف آورده بودند مهمانی خانه ی ما . دعا فرمودند که : « ايشالا عروسی خواهر کوچيکه ! » ... گفتم : « خدايی خيلی سخته ! چون کسی که لياقت داره همسر بنده بشه ، بايد سه تا ويژگی داشته باشه ؛ نخست اين که : آدم باشه ! (‌ که خيلی سخت پيدا می شه ! ) دوم اين که : واقعا مررررررررررررد باشه ! ( که عمرا پيدا شه ! )‌و سومی هم که از همه سخت تر و ناممکن تره ، اينه که : بتونه منو تحمل کنه ! ... خدايی سراغ دارين ؟ » ... همه بر اين نظر بودند که دعايشان را پس بگيرند ! آن هم در واقع به خاطر شرط سوم !

   + غزل کریمی - ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢۳