يلدا نه ؛ چله !

سلام ...

              
                                                    
يلدا نه ! بگوييد « شب چله » جان مادرتان ! اين يک سنت کهن ايرانی است که از نمی دانم چند خداسال پيش مادران و پدران ما ، به پاس مثلا آغاز زمستان و ... برگزارش می کردند .

خودتان بگوييد : خدا را خوش می آيد برای اين جشن باستانی ، نامی انتخاب کنيم که مثلا ريشه ای « عبری » دارد ؟

به همه ی زبان ها و تمدن ها احترام می گذارم ... ولی دوست ندارم تمدن ايران به خاطر هجمه ی مثلا يک عده عرب بی تمدن زير سوال برود ؛ حتی به وسيله ی يک نام جعلی ( که آن قدرها هم کم نيستند اين نام های جعلی ... مثل شب چهارشنبه سوری يا خيلی چيزهای ديگر که بعد از ورود عرب ها به ايران رايج شدند )

قبلا هم گفته بودم و بر اين اعتقاد دارم که نام ها مهم هستند ... قراردادهايی که خوب يا بد برای خودمان تعريفشان کرده ايم و حالا به نفعمان است که بهشان عمل کنيم ... لا مصب اين نام های لعنتی ، بد جوری دارند توی سرنوشت ها دخالت می کنند !

نمی گويم بايد خودمان را خفه کنيم ؛ بکشيم ؛ به خاطر يک تغيير نام يا اين جور اتفاق ها ! بلکه می گويم خوب است حد اقل بين خودمان اين فرهنگ سازی را رواج دهيم که برای سنت های ديرينه ی پارسی ، از نام های عربی ، عبری ، فرانسه ، سانسکريت يا هر زبان ديگری استفاده نکنيم . برای سنت های ديرينه ی پارسی ، فلسفه های نا معقول که از فرهنگ های بيگانه هجوم آورده اند ، نچينيم ...

در مورد چهارشنبه سوری و فلسفه ی نام گزاری نامعقولش هم به موقع خواهم نوشت ...

علی الحساب :
شب چله تان مبارک !

   + غزل کریمی - ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۳٠