داستانی از دیگری

سلام ...

یک هو هوای نادر ابراهیمی کردم ... دلم خواست ...

 

تجربه مطلقا به کار عاشق نمی اید. کسی که تجربه دارد قبل ازهرچیز می داند که نباید عاشق بشود. تجربه، عشق را باطل می کند . بنابراین، تجربه کل زندگی را باطل می کند. عشق، چیزی ست یگانه و یک باره ، اما تجربه یعنی تکرار، یعنی بیش از یک بار. عاشق شدن، شرط اولش ، بی تجربگی ست.دانایی هم خودش ، ضد عشق است.

"نادر ابراهیمی"

/ 7 نظر / 8 بازدید
فرهاد

سلام بر غزل خانوم کریمی. خوبی؟! من خبرتو دارم غزل !و خوشحالم که خوشحالی...و امیدوارم همیشه خوش باشی....راستش قبل از رفتنت منتظر بودم ببینمت حتی امیر هم گفت که قراره دور هم جمع شیم که خبری نشد....

مسعود جعفری

بخواب هلیا! تنها خواب تو را به تمامی آن چه که از دست رفته است،به من، و به رؤیاهای خوش از دست رفته پیوند خواهد زد.من دیگر نیستم؛ نیستم تا که به جانب تو بازگردم و با لبخند- که دریچه یی ست به سوی فضای نیلی و زنده ی دوست داشتن- شب را در دیدگان تو بیارایم؛ نیستم تا که بگویم گنجشک ها در میان درختان نارنج با هم چه می گویند، جیرجیرک ها چرا برای هم آواز می خوانند، و چه پیامی سگ ها را از اعماق شب برمی انگیزد..(نادر ابراهیمی) تو خود غزل هستی. یکی از عاشقانه هام رو نوشتم. اینجا رو هم یکهو پیدا کردم.منتظرم...

فاطمه انتظار

سلام غزل عزیز، ممنون از راهنماییت،امیدوارم در تحصیل و زندگیت موفق باشی، من هم یه روز حتما میام ایتالیا،جزو کشورهایی است که قبلا از مردنم حتما باید آن را ببینم...[گل]

علی شیروی

سلام ... گمانم این قطعه از نامه های او به همسرش گرفته شده ... هر چه که هست عالی ست ...

مهدی

عاشق نادر ابراهیمی‌ام خدا رحمتش کنه

مهدی

هی تو گودر این پستتو شیر می‌کنن، من مجبور می‌شم دوباره بیام اینجا بعدشم مجبور می‌شم کامنت بذارم اینجا :دی