یک داستان ایتالیایی تازه

سلام ...
میلان خوبه . گرمه . من یه عالمه اتفاقات خوب و بد برام افتاده . یه عالمه خندیدم . یه عالمه گریه کردم . دلم هنو واسه هیشکی به اون شکل تنگ نشده ( البته با شرمندگی تمام ) !! هنو وخ نکردم شهر رو بگردم . پیتزای نازک شهر "وارزه " رو خوردم که خمیرش مثه نون لواشه . بستنی یخی ایتالیایی خوردم . تا ساعت سه - چهار شب تو خیابونای میلان با دوستان ولگردی کردم ...
از اتفاقای بد نمی گم . می ذارم وختی می گم که یه کم اوضا رله شده باشه . این اتفاقا ممکنه واسه هر کسی که می ره غربت پیش بیاد . نمی خوام نگرانتون کنم . وختی اوضا رله شد ، می گم که دور هم بخندیم !

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانا

سلام غزل خوبه که خوبی

مهران

من آن ابرم که می ایم ز دریا روانم در به در صحرا به صحرا نشان کشتزار تشنه ای کو که بارانم که بارانم سراپا

یکتا

سلام غزلک ... ایتالیا خوب بود. مهربان بود با تمام سردی مارس. مطمئنم برای تو آغوش گرمش رو باز کرده ... اگه رفتی رم یه سکه از طرف من بنداز تو اون آب نمای معروفش ... خوبه که دلتنگ نشی ...

شهاب کریمی(ترانه کده)

سلام آتیش آتیش چه خوبه حالاهم تنگ غروبه چیزی به شب نمونده به سوز و تب نمونده..... اتفاقی شما وب رودیدم زبان خاطره نویسیتون برام جذاب بود سر بزنی خوشحال میشم.... [گل]

شهاب کریمی(ترانه کده)

سلام آتیش آتیش چه خوبه حالاهم تنگ غروبه چیزی به شب نمونده به سوز و تب نمونده..... اتفاقی شما وب رودیدم زبان خاطره نویسیتون برام جذاب بود سر بزنی خوشحال میشم.... [گل]

صورت پیوند جهان

فراخوان دهمین جشنواره سراسری شعرعلوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران مفتخر است، در سال اصلاح الگوی مصرف، برای دهمین سال میزبان نغمه سرایان بوستان علوی باشد. به این منظور از شاعران گرانقدر سراسر کشور دعوت می شود تا با ارسال آثار ارزشمند خویش بر غنای این رویداد بزرگ فرهنگی بیفزایند. متن کامل فراخوان را می توانید در وبلاگ دبیرخانه ملاحظه فرمائید. با سپاس و احترام.

راحله

دختر تو عجب قدمی داشتی یا !!!!!! میلان که منهدم شد . راستی تو که تولد گرفتن خارج از ایران رو تجربه کردی . به یاد اون موقع تولدت مبارک . کادوتم ........ بماند دیگه

کوچولو

واااااااااااااااااای..پس رفتی و رسیدی کلی واست انر}ی مثبت فوت می کنم[بغل] میلااااااان..شهر دوست داشتنی من... غزل جونم جای منم بگرد وببین و حس کن... مواظب خودت باش،زیاد.[ماچ]

امیر

چشم ما روشن...تا ته شب ولگردی تو خیابونای فرنگ!!! واسه همینه که هی نمیزارن این جوونا برن فرنگ...بازم خوبه که دلتنگی اذیتت نکرد...راستی تو ایران مگه داشتی گشنگی میکشیدی؟ تو که همش اونجا داری میخوری و به یاد کسی هم نیستی...

وبلاگت عالیه....چاووووووو!