داستان آن پرنده ی دروغ گو که خود را یک وجب از زمین بالاتر می دید

سلام ...
اغلب خواب می بینم دارم با یه ارتفاع کم از سطح زمین راه می رم . انگار یه چیزی - هوا یا یه چیز سیال نامریی دیگه - بین من و زمین سد ایجاد کرده . تند راه می رم . تند راه می رم و از تند راه رفتن و از توی هوا - یا روی هوا - راه رفتنم اصن تعجب نمی کنم ...


این منم ؟ منم که همیشه می گم : شاعرا همیشه یه وجب بالاتر از سطح عادی زندگی دارن می چرخن ؟ دارن زندگی می کنن اما با یه وجب ارتفاع از بقیه ؟
این منم که می گم از شاعرا فاصله گرفتم ، شاعر بودنمو به دست باد دادم ، شعرامو  گذاشتم در کوزه ، به تمام غزل های عالم گفتم برن تنهام بذارن که اگه تونستم دیگه شاعر نباشم ... اینا رو گفتم به خاطر همون یه وجب فاصله که گفتم شاعرا با بقیه دارن و من دوس ندارم که داشته باشم ؟
این منم که می گم : شاعرا دروغ گو ترین موجودات عالمن ؟ می گم : اصن این خود من که تمام عمرم دست کم به خودم دروغ گفتم ، به دوستام ، به عاشقام ، به معشوقام ، به دست هام ، به چشم هام ، به شعرهام !

مگه این من نیستم ؟ پس چرا هنوز اغلب خواب می بینم که دارم با یه وجب فاصله از زمین راه می رم - پرواز می کنم - می دوم ... ؟

شاعرا دروغ گو ترین هستن ... شاهد ، همین : من ! که دارم می گم دیگه شاعر نیستم !

شاعرا دروغ گو ترین پرنده ها هستن ! پرنده هایی که اوج پروازشون فقط به ارتفاع یه وجب می رسه ! نه ! شاعرا عقاب نیستن ! اما تند پرواز می کنن . اون قدر که از جریان اصلی زندگی غافل می شن ...


پی نوشت : شاید هم شاعر نباشم ! ینی هیچ وخت هم نبوده باشم ! ولی حق دارم راجع به شاعرا ( جماعتی که سال ها بینشون پرسه زدم و هنوز هم گاهی ... ) نظر بدم . هر چند شماها ( شماها که شاید شاعر باشین ، شاید نه ) خوشتون نیاد !

/ 6 نظر / 12 بازدید
sun

وبلاگ خوبی دارید موفق باشید و مطلب هم زیباست خوشحال می شم که به وبلاک من یک سر بزنید من وبلاگ حقوقی اما شعر هم می گم . منتظرتون هستم http://sun1360.persianblog.ir/ اگر مایل بودید تبادل لینک کینم منتظر تون هستم

وحید

آره خوشم نیومد.دیگه کجاها پرسه زدی؟بگو برامون...

دبیرخانه کنگره شعر زنان

دل ها و دیدارها تازه می شود و اولین گردهمایی بانوان شاعر در یک عید دیدنی شاعرانه پنج شنبه 27 اردی بهشت در محل دبیرخانه این کنگره، روزی نو سرشار از شعر و گل و لبخند را به خود خواهد دید. از تو دوست عزیز و بانوی شاعر که در لحظه لحظه برگزاری کنگره سال گذشته با دوستانت همراه شدی و دلگرمی این جمع بزرگ بودی دعوت می شود که به اولین برنامه از سلسله برنامه های «کارگاه نقد و بررسی شعر زنان» حضور یافته و صفایی بر این حضور خلوت انس دوستان باشید. زمان: پنج شنبه 27 اردی بهشت ساعت 15 مکان: تهران، سبلان شمالی، خیابان شهید نوری(دیلمی سابق)، کوچه شهید ترابی، شماره 39، طبقه دوم، دبیرخانه کنگره شعر زنان وقتی تو می آیی قافیه ها خودشان ردیف می شوند: یارست و بهارست و دیدار!

کرگدن

اصلن همه شاعرارو باید گردن زد ! خوبه ؟! راضی شدی ؟! حال شما حاج خانوم ؟! خوبید ؟ سلامتید ؟

یکتا

سلام ... دلم تنگ هست اما دلم رو فعلا قفل زده ام بدجور ... همین روزها اما می شکنه قفلش ... خوبی غزلک؟