داستانی کوتاه درباره ی حفظ موقعیت

سلام ...
سرنوشت : این چند روزه شاید نباشم . اثاث کشی به صورت جدی داره پی گیری می شه . کامپیوتر من ممکنه تشریف ببره خونه ی جدید !

خود نوشت : دیدین وقتی تو صف توالت عمومی هستین ، به طرز وحشتناکی حواستون به اطراف هست که مبادا کسی زودتر از شما تشریف ببره برای عرض ارادت ؟ عمرن بذارین کسی قسر در بره !
نمی دونم چرا خیلی هامون فقط تو صف توالت حواسمون به حفظ موقعیتمون هست !


پی نوشت : منظورم از خیلی هامون به طور مشخص خودم بود !

/ 10 نظر / 12 بازدید
مهـــــــــران

سلام در مدتی که از وبلاگت بازدید کردم مطمئنم وقتم رو تلف نکردم. ولی اگر خواستی وقتت رو تلف کنی به وبلاگ من یه سر بزن. خوشت امود تبادل لینک کنیم! مهران "کهنه درخت"

وحید

ادبیات اشمئزاز آور نامیست که به این سبک نثر اطلاق میشود.

امیر

خوب شد اون پی نوشت رو نوشتی...

مهدی

سلام دوست قدیمی. حال می کنم با این نثر تیکه پاره و به قول آقا وحید ... آور (کلمه از این سخت تر نبود ؟!). من دوباره شروع کردم به نوشتن. البته با سبکی جدید و هویتی جدید. خوشحال می شم مثل قدیما راهنماییم کنی. ارادتمند ...

کوچولو

سلام. وای خدایی منم جزو خودت حساب کن[چشمک] راستی خوبی دوستم؟

عسل

سلام غزل کریمی جان [قلب] داستانی کوتاه درباره ی حفظ موقعیت خوب بود [لبخند] . مي خواستم بپرسم موافقي " سلام به ناممکن " را لينک کنم در کندوي عسل؟ تو هم اگه دوست داشتي لينکم کن. [گل]

عباس

سلام ...بنده خدا تو کجا زندگی میکنی که توالت عمومیش صفیه؟...