داستان من از سر کلاس .

سلام ...

بالاخره تونستم با لب تاپم از دانشگاه کانکت شم . هورااااااااااااااااا !

الانم سر کلاسم مثلن ! خانومه داره واسه خودش تئوری و تازیخ برنامه ریزی شهری می گه و منم که هیچی حالی م نیس ، لب تاپو در آوردم و امتحان کردم ببینم می شه کانکت شد یا نه !

خدایااااااااااااا ! بعضی درسا رو می فهمم . ولی بعضیا رو که کلاسش خیلی تئوریه ، بیلمز بیلمزم !!

یاد اون دختر چینیه توی دانشگاهمون ( الزهرا ) افتادم که ترم اول معدلش شد " صفر " ما هم کللی بهش خندیدیم ! دو نقطه دی !

برای این که بورس رو حفظ کنم باید واحدامو کللهم پاس کنم . چه حرفا !

حالا فعلن از اون جایی که سر کلاسم و حواسم خیر سرم به درسه !!! نمی تونم بیشتر از اینا بنویسم . دوباره هر وخ شد می آم و یه چیزایی تعریف می کنم .

 

مخلص حضرات :

جناب من ؛  از کلاس IIIB دانشکده ی معماری دانشگاه پلی تکنیک میلان

/ 4 نظر / 12 بازدید
NASSERFBI18

سلام. وب خوبی داری. به من هم سر بزن. نظر هم بده. بای.

مرتضی

بابا کلاس بابا لب تاب بابا کانکت بابا به روز کردن از کلاس بابا استاد[نیشخند][نیشخند] می تونم تصور کنم چه حالی می ده از سر کلاس به روز کنی بلاگتو[چشمک] فکر کردم از بچه های دانشگاه علامه ای !! برنامه ریزی علامه نیستی آیا؟

یوسف

سلام.. از اینکه به نظری داشتین ممنونم.. به یمن میلادت،ذره ذره نور می شویم و قطره قطره حضور، و دل را به سرای کرامتت دخیل می بندیم تا در روز مقدس تولد تو با دست های پاکت تطهیر شویم.یعنی اینکه روز ملی دختران هم مبارک[گل][خجالت].. راستی داشت یادم میرفت که با اون دوستم در فلورانس به لطف راهنمایی های شما ارتباط بر قرار کردم..بدون شوخی[قلب]بازم میام..

کرگدن

غزل گند نزنیا ! آبرومونو نبریا ! تو مثلن خیر سرمون بچه درس خون و زرنگ مایی ها ! ببین ما دیگه چه خنگالوگاهایی هستیم !!! ولی جدی درساتو بخون بچه ! لااقل اوائلش آبروداری کن !!