مرگ

سلام ...

... و خاک
    خاک پذیرنده
    اشارتی است به آرامش !
                                        فروغ

اين روزها حضورش را بيشتر احساس می کنم ؛ ... مرگ را می گويم ! اگر از مرگ می نويسم و از مردن در خود ٬ اين نيست که مرگ را بازيچه گرفته ام و يا تيریپ مردن و اين حرف ها ! نه روزبه عزيز ! حضور اين مرگ ٬ لامصب افتاده توی نفس هام ! ...
... آرامم ؛ ولی راستش يک کم می ترسم ! از اين که قربانی خودم نباشم ... و دست مرگ سايه بيندازد روی يکی از خاطره های زندگی ام ...
... شايد هم مرگ جسمی پيش نيايد ... شايد من در خودم بميرم و دوباره متولد شوم ... شايد يکی ديگر ... چه فرقی می کند ؟ ...
... ای کاش زودتر اين لحظه ها سپری شوند و شرشان را از سرم کم کنند ؛ خسته ام ... خسته !

/ 9 نظر / 2 بازدید
خب اومدم دوباره

سلام ... اين که سايه مرگ بيفته رو لحظه های آدم خب دل هر کسی رو می لرزونه ولی بديش اينه که سايه اش يک کم اون ور تر از سر خوده آدم باشه . روی عزيزاش .......غزلم دلم می خواد يه روز راحت ببينمت با همون شور و حال قبلت که با هم بزنيم تو سر و کله ادمای بد قصه .پايه ای با هم بريم ؟ ... دِ پاشو دختر...بزن بريم ...برمي گردم

خدابيامرز

سلام.غزلها را خواندم و لذت بردم. عزيز دل خدابيامرز از چی خسته ای آخه؟ با شعر های به اين قشنگی؟*من هم امييدوارم اين لحظه ها زودتر سپری شوند!

roya

زمانی می رسه که حسرت اين احساس و این دقايق را می خوري.هرچند نفس گير هرچند گريزنده

مژگان

فعلا که دوسش ندارم ترجيح ميدم زندگی کنم !

navid

بالاخره ما هم از چنگ فيلترينگ آزاد شديم .. ايشاله که اين لحظه ها به زودی می گذرند ...اينجاست که ادم قدر روزها و لحظه های ديگش رو می بينه .. خوش باشيد يا حق

ه

in hammigozarad. . .mesle hamishe . . .

شهریور

تو تنها يک فرصت زندگی يدين معنا رو داری .. سعی کن از دستش ندی .. برای مردن شايد هميشه فرصت هست .. اميدوارم دوباره آامش رو دريابي !

شهریور

نفهميدم چی گفتم .. خيلی وقته حرفی واسه گفتن ندارم .. راستی اگه بخوای بميری و زنده بمونی خيلی چيزها رو ياد می گيری که حتی نمی شه نوشتشون .. دوست داشتی امتحان کن هرچند مجانی نيست ...

ازاده

سلام. مرگ خوبه . اما سر جای خودش. اگه قراره زنده باشی پس زندگی کن...... ( بالاخره مرگ به سراغ من می ايد. مهم نيست.... مهم ان است که زندگی و مرگ من چه تاثيری بر زندگی و مرگ ديگران می گذارد....) اين مال ماهی سياه کوچولو بود که رفت و با رفتنش هنوزه هنوزه من را دنبال راهش می کشونه.... هميشه شاد باشی. بهم سر بزن. ای ممکن نا ممکن ها......