داستان همه ی آن عروس و دامادهای خوشبخت :(

سلام ...
آهای شمس الدولت ! آهای افسر الملوک ! از دستتون شاکی ام ! به خاطر مامانم که دلشو شکستین ، که بازم دلشو شکستین شاکی ام ! امشبو خوش باشین . مثه عقد فاطمه . مثه همه ی عقدای دیگه که مامان من - چون بیوه س - نباید حاضر باشه ! امشبو خوش باشین ! نقل بپاشین رو سر عروس و داماد و کل بکشین و اصن یاد من و مامانم نباشین . یاد مامان عزیز من نباشین که اون قدر در حق شما خوبی کرده . شما رو بزرگ کرده ، عروس کرده . براتون مثه یه خواهر بوده . گاهی حتا از مادرتون هم براتون مادرتر بوده !
امشبو خوش باشین ! مطمئن باشین ما نفرینتون نمی کنیم . مطمئن باشین دل شکسته ی مامانم باعث نمی شه خوشی امشبتون به هم بریزه .
می دونین ؟ آخه ما مثه شما نیستیم . ما فقط شاکی می شیم ازتون . فقط دلخور می شیم و دلخوریمون رو هم همون موقع می گیم . ما مثه شماها کینه به دل نمی گیریم !
خیالتون تخت ! عروس و داماد خوشبخت می شن . ما براشون دعا می کنیم !

/ 8 نظر / 6 بازدید
حامد

آخی... مادرت خیلی نازه غزل خانومی... خدا حفظشون کنه... سایه اش بر سرت پایسته باشه دختر... و کلا هدای حیات خلوت روزگاری که کودک بود خیلی خوب تر و عمیق تر می دید از خیلی آدم ها که نوشته بود : کاش خدا جای دندان عقل دندان معرفت می داد.... از قدیم گفتن که معرفت در گرانی است به هر کس ندهند... خوش باش غزل خانوم... دل شکسته را می فهمم چه می گویی... شاید این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر باشد... آدم هایی از این دست که نوشته ای نیازی به نفرین ندارند... نفرین شدگان همیشگی تاریخ اند.... همان ها که مثلشان میلیاردها در جاهای دیگر زمین سبز شده و با پلاسیدن و مرگ شان هیچ کس یادش نخواهد ماند که بوده است و چه کرده است... اما مادر تو در لابلای همین دوستی ها و نوشتار ها و کاخ نیاوران تا قرن ها خواهد زیست...

سید حسن مبارز

سلام خواندم نه خواندن دردی را دوا نمی کند کمی باید درد بکشیم تا ...

alirez

سلام دوست عزیز به نظر من قدر مادرتو بدون و کاری کن به این موضوع فکر نکنه ودر آخر یک نکته برای همگیمون: پدرم ، که نبودنت تنها حسرت بودنم هست و مادرم که بودنت ، برایم سمبل صبر و بردباریست .... دوستتان دارم ! قدر پدر و مادر رو بدونیم ! تا از دستشون ندادیم ....

یعنی چی؟عروسی کیه؟مامانت ...رو دعوت نکردن؟

وحید

آخه عزیز من...اصلآ عروسی بچه آدمی که تو قرن بیست و یکم اسمش "شمس الدولت" یا "افسرالملوک" باشه رفتن داره؟ همون بهتر که دعوت نکردن...ولشون کن بابا... با اون اسمشون[قهقهه] آخه این اسمه تو داری؟

پریا

عرض ارادت! غزلک! می خونمت هر از گاهی ... چه خوب که می نویسی...

حامد

و حتی ما حسودی مان شد که زیر کامنت مان نظر در نکرده اید از خودتان...

وحید

عزیز من سن عمه های تو چه نقشی داشت؟و به من چه ارتباطی؟دست بردار انقدر ما رو اذیت نکن....خدا ازت نگذره الهی