داستان یک شوق قدیمی

سلام ...
اس ام اس مینو که رسید ، تو مغازه بودم . نشستم کف زمین و گریه کردم . جوری  که شانه هام هم تکان خورد ! این گریه نه برای ایتالیا بود ، و نه برای هیچ چیز مسخره ی دیگری که ماها می کنیمشان هدفی برای سگ دو زدن های بی سرانجاممان !
این گریه از سر شوق بود ، که بعد از ده سال باورم شد هنوز هم می توانم درس بخوانم و از درس خواندن لذت ببرم و شوق امتحان داشته باشم . که باورم شد این همه سال توی آن دانشگاه لعنتی با آن استادهای لعنتی با آن مدیر گروه و رییس دانشکده ی لعنتی ، نتوانسته شوق درس خواندن را از سرم بیرون کند .
نه ! گریه ام از سر شوق برای چیزی که هنوز نیامده ، نبود . از سر شوق برای چیزی بود که همیشه بوده و گاهی فراموشم می شده !


پی نوشت : از 200 شدم 184 !
پی نوشت 2 : این عادت هیچ وقت از سرم بیرون نمی ره که قبل امتحان هیچ استرسی نداشته باشم و با دل خجسته برم بشینم سر جلسه ، اما بعدش تا موقع اعلام نتایج از استرس بمیرم !

/ 7 نظر / 8 بازدید
yara

سلام دوست عزیز.. به ما هم سری بزن.. قسمتي از ترانه آهنگ "زخمي": می كِشه رو پوست كوچه پای پينه بستشو چادر شب می پوشونه اشك چشم خستشو گرچه سر سختــه، ولي بـــاد می كُشه امونشو بس كه خشكه، روی لبهاش می كِشه زبونشو مرد زخمی روی دوشــِش كوله بار خاطره ست خونِ اون داره می ريزه از تنش رو خاك پست خنـجر نامردی دوست پاره كرده تنشو كسی نيستش توی كوچه تا ببينه غمشو.. .. پيشنهاد ميكنم اگه به آهنگهای اجتماعی با احساس علاقه داريد حتماً دانلودش كنيد..

وحید

"لذت درس خواندن" و "شوق امتحان" و "ترس از فراموشی" اهدافی برای به زعمت سگ دو زدنهای تعمیم یافته به جمع یکطرفه و بی سرانجام نیست؟ چرا منتظر اس ام اس مینو بودی؟ لابد نبودی ! چرا براش گریه گردی؟... به شوق زندگی از سر لجبازی لوسانه بی اعتنایی نکن بچه...برای سرکوب شوقت لای حکمت کادو پیچش نکن آدم...از حرفای منم ناراحت نشو دختر. به جاش نفس بکش.آزاد کن شوقتو.به کسی چه؟میفهمی چی میگم؟دست بردار؛عوض کن...سخته ولی بکن. هه...اگر هم خیال میکنی از اون شعار زده های خجسته دل هستم بکن.البته که نیستم،ولی نیازی به توضیح و اثبات خلافش هم ندارم چون بودم هم ایرادی وارد نبود. باری...به مادّه بر میگردیم... بهت تبریک نمیگم چون از حالا کارت شروع شده تازه و تا الان تنها مقدمه مقدمات رو رد کردی.هر وقت توفیق اصلی رو بغل کردی همه صمیمیتم رو یک کاسه میکنم و میام پیشت،میبوسمت و تبریک میگم.از این که این همه ماشینی هستم عذز میخوام.قطعآ تو به تبریک من نیاز نداری پس ارزش این قبول شدنت سر جاشه.ولی دست بردار.

این روزها...

عججججججب پس رفتنی شدید شما هم!!! ایتالیا دوستهای زیادی دارم ها. آدرس بدم؟!

این روزها...

نمیدونم چرا به شدت احساس میکنم که می شناسم شما رو[سوال]

یکتا

سلام ... گریه ام گرفت دختر خل اون موقع که مسیج زدی ... مامان ماتش مونده بود که خوشحالم برات یا ناراحتم!!!

مریم ترین

سلام...اول هول کردم ولی بعد خوشحال شدم...تبریک...چقدر احساسم بهت نزدیکه...کاش منم...راستی...منم سرجلسه اینجوریم و بعدش همونجوری!!!...خوش باشی...

النا

تبریک می گم. امیدوارم موفق باشید. خیلی خوشحال شدم[گل]