داستان شب ژانویه و آن بیست هزار تومان و آن سگ ها

سلام ...
یکم : طفلک خدا ! این همه زحمت کشید ماها رو انسان آفرید ... اون وقت هی می آین داد می زنین : من سگ حسینم ... من سگ عباسم !!
خاک تو سرتون !

دوم : نشستیم با مامان حساب کردیم ، اگه فقط یه میلیون بازنشسته تو ایران داشته باشیم ، با این بیست هزار تومنی که از حقوق هر بازنشسته کم کرده ن ، غزه و اسماعیل هنیه و اینا تا حالا فقط بیست میلیارد تومن از این طریق به جیب زده ن !
من موندم چرا تا حالا اسراییل رو کلهم با جاش نخریدن این فلسطینی ها !
دوستان هم یک کلمه نپرسیدن راضی هستین از شیکم خودتون و خونواده تون ببرین بریزین تو حلقوم اسماعیل هنیه و یارانش یا نه !

سوم : لازم به توضیح نیست که روی حرف های من به هیچ وجه با اون مردا و زنا و بچه های بی گناهی که آماج حملات اسراییلی ها و بی کفایتی خود فلسطینی ها شده ن نیست ... و البته روی سخن اون پول ها هم !

چهارم : ندا و مهرناز و حامد و خیلی های دیگه ، امشب شب اول ژانویه رو تو شهرای مختلف جشن می گیرن ... ما داریم سر و صداهای احمقانه ی هیات جلوی خونه مون رو تحمل می کنیم ...

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

برو از فلان لبنان آویزون شو وقتی 10 سال همه شون اروم گرفتن و شما هنوز در فکر تولید سپر پیکان اندر خم یک کوجه اسیر بودید بعد بیا حرف بزن که فلان اقا کیه! قضیه قضیه ادم ها نیست. قضیه کاری است که نباید بشه. قضیه هیاتی است که با چشمان خودم زنی فقیر در برابرش بود و گرسنه و آن جا سینه زن های زن باز برای دو پرس غذا خوردن عربده کشی راه می اندازند... برو و یک کم ببین! عقل ات به فکر کردن قد نمی دهد! اما برو ببین. شاید کمی پی ببری که دنیا با تسخیر کاخ قلهک به تو می خندد. آن کاخ که تو از ترس ات 2 ساعتی هم نتوانستی تویش بمانی امروز بر خیلی از کشورهای دنیا حکم می راند! کانادا حکمش را باید با دست بوسی ملکه اش بگیرد. و گوشت ذنیا از استرالیا و نیوزلاندی می اید که همه ذست بوس ملکه الیزابت هستند. برو و وقتی چیزی نمی دانی بیخود خودت را به ژانگولر بازی نزن... در عرض سه شب نسخه تان را خواهند پیچید اگر بخواهند. جوری که اصلا یاد و نامی از شما نماند... برو و خوش باش که بی اندیشه تر از شما فعلن پیدا نمی شود که بگذارند... اشغال کن برادر ببینم چه می شود. وقتی رییس جمهورتان با غلت کردن چند تا ملوان زپرتی را با کیسه های پر از سوغاتی بدرقه

مهران

بی مه رویش دمی نیاسودم به سیل اشکم گواهی ای شب

مانا

اصلا نمیخام که در مورد لبنان و فلسطین بگم که زیادی گوشک پره. ولی میخام یه چیزی بگ غزل: میخام بگم که من دلم خاسته که با تو (بعله!خود خودت!)برم مسافرت.خیلی هم جدی میگم.حالا هی تو تحویل نگیر

مانا

اوه چقدر غلط تایپی داشتم!

حامد

می خوام همین ترانه رو - رو صحنه فریاد بزنم... نقابمو پاره کنم - جای خودم داد بزنم....

حامد

خوب می کنی ... وقتی عصبانی می شم یه چیزایی می گم که وقتی عصبانی تر می شم یه چیزای دیگه روش می ذارم.... همین[نیشخند]

میریام

سلام خواستم بگم گاهی می خونم اینجا رو تو خوبی؟ سلامتی؟

مانا

سلام کی اش که بعد از امتحانای من.مثلا قبل از عید یه وقتی...کجا ش هم ترجیحا یه جای بکر روستایی یا یه جای پر از آثار تاریخی![نیشخند]

مولی

مرگ یک انسان یک تراژدیه و مرگ میلیون ها انسانیک نمودار افرادی که توی جاده های ایران کشته شده از شهدای 8 سال جنگ ایران و عراق بیشتر است.. حالا دولت برای غزه پول جمع میکنه! وقتی ایرانی افسارش رو بده دست عرب‌ها بهتر از این نمیشه که..