داستانی شبی که به قول ایتالیایی ها " سفید " گذشت !

سلام ...

ساعت هفت صبه . نیم ساعت دیگه رویا زنگ می زنه تا واسه کلاس بیدارم کنه . اما من بیدارم ... تا ساعت دو رفته م آپارتمان آلاله اینا با بچه ها شب نشینی کرده م ... بعدش اومدم شیر شکلات داغ درست کرده م خورده م ... شیر سر رفت . بوش تمام آپارتمانو گرفت ... نشسته م شیر شکلات خوردم و اخبار دیروز ایران رو خونده م ... بعدش 90 این هفته رو دانلود کرده م و دیدم ... یه عالمه آهنگای بیشتر ایتالیایی گوش داده م ... امشب دیگه " آخ دلم تنگه واسه ی خونه .... خونه م وسط شهر تهرونه " ی ویگن رو گوش ندادم ... نشسته م یه عالمه پارانوید و تتریس آن لاین بازی کرده م ... کشوی خوراکی هامو مرتب کرده م ... ظرفای به گه کشیده شده ی ماجرای شیر شکلات رو شسته م ... خوابم نبرده ... خوابم نبرده ... حالام که دیگه حتمن بیدار می مونم تا اول وقت به کلاس برسم . کلاس امروزو دوس دارم . کلاس وحشتناک جالبی که با علاقه ی کامل سر کلاساش می رم ... هر چند ، معمولن دیر می رسم ! اما امروز دیگه دیر نمی رسم ... زود بیدار نشدم ... اصن نخوابیدم !


می رم دست شویی ، قیافه مو نیگا می کنم ... شاید امروز ماتیک بزنم ... نمی دونم چن هفته س ماتیک نزده م . ایران بیشتر می زدم . نه همیشه ؛ ولی از تمام لوازم آرایشا ، گاهی ماتیکو دوس داشتم و همیشه هم لاکو ! با این قیافه ی خسته ، حتمن باید یه چیزی بمالم ... اگه حالش بود !

 

آشفته م ! از بی خوابی نیس ! از آشفتگی بود که بی خواب شدم !

...
چرا مملکت این شکلی شده ؟ چرا فک می کنیم هر کی تو تلویزیونه ، حتمن یه عوضیه مثه خودشون ؟ چرا فک می کنیم هر هنرمندی که تو ایران مطرح می شه ، یه عوضیه مثه خودشون ؟ چرا فک می کنیم هر خبرنگاری که داره تو ایران کار می کنه ، یه عوضیه مثه خودشون ؟ چرا ما فک می کنیم هر کی کشته می شه یه " سبز " بوده ؛ اونا فک می کنن هر کی کشته می شه یه " جان بر کف نظام " بوده ؟ چرا من فک می کنم داریم ایرانو از دست می دیم ؟ چرا من هر چی می خوام خوش بین باشم ، نمی تونم به این فک نکنم که در آینده ی نزدیک ایرانم می شه مثه عراق یا افغانستان ؟ چرا من این قد از " اشغال " واهمه دارم ؟ چرا همه چی گرونه ، به جز " جون آدما " ؟

 

چرا من حتا دیگه نمی تونم واسه این چیزا گریه کنم ؟

چرا من امشب نتونستم بخوابم ؟

/ 5 نظر / 8 بازدید
کرگدن

گریه نکن ...

احسان

سوال دارم...چرا وقتی خوابت نمی ره شیر گرم می خوری؟ چرا وقتی شیر و شکلات خوردی با اونهمه کافین انتظار داری خوابت ببره؟ چرا ایتالیایی ها به چنین شبی می گن سفید؟

محمد

سایت جالبی بود. موفق باشید

کوچولو

شبای اینجوری... هیچ وقت نمی تونم روی این شبها اسمی بذارم.... شبهای پر راز و پیچیده...والبته به نظر من بی رنگ و فقط همراه با بوی ته نشین شده ای از شب.... مواظب خودت باش....خوبه که دلتنگیم...این یعنی هنوز دل داریم... [قلب][ماچ]

بهنام

Ciao Qualche Io letto le tue scrive, ho piaciuto molto Bocca calada Arrivederci