داستان های کوتاه ایتالیایی

سلام ...

یکم : آخیش ! اینترنت وایرلس خودمون ! دیگه احساس دزدی و اینا ندارم !

دوم : دیشب رفتیم دومو ( duomo ) ینی کلیسای جامع میلان که قبلن هم دیده بودمش ، ولی شبشو ندیده بودم . با خانوم نیما خانوم و جناب کچل خودمون . بعدش از اون جایی که ساعت دو نصقه شب شده بود و هیچ اتوبوس و مترویی در کار نبود ، مجبور شدیم اووووووووووووووون همه راهو تا خونه پیاده گز کنیم . اون وخ ساعت حوالی سه صب برسیم به یه پارک که تاب سرسره داشته باشه و ما هم یه نیم ساعتی دل سیر تاب بازی کنیم ... مجبور بودیم ! می فهمین ؟!!!

سوم : اینجا ملت تا ساعت هفت هفت و نیم شب فقط کار می کنن . بعدش می رن ولگردی و تفریح . مثلن تا حوالی ساعت دو - سه صب . پولدار و بی پولشم فرقی نمی کنه . اینجا ملت زندگی می کنن ... زندگی !

چهارم : باورتون می شه شلوار جین اصل بنتون رو اینجا بشه 5 یورو خرید ؟ ینی تقریبن 7 هزار تومن ؟ یا کت دامن مارک دار مدل روز رو فقط با 10 یورو ینی با 14 هزار تومن بخری و حالشو ببری ؟ ... اینجا میلانه ! همه چی امکان پذیره !

پنجم : تو این سه هفته ای فقط تا تونستم " پنیر " مزه کرده م : پارمزان ، موتزارلا ، انواع پنیر فیلادلفلیا با طعم های زیتون ، سبزیجات ، سالومون و ... پنیر کپکی و یه عالمه پنیرهای دیگه که الان یادم نمی آدشون !

ششم : دوستان اون نوشته ی میز سیاه بزرگ و اینا ، با عرض شرمندگی اصن به مامانم ربطی نداشت ! یه اوضاع داخلی ایتالیایی بود راستش ! معذرت !

هفتم : سر فرصت بازم می نویسم ... الان بیشتر از این نمی تونم . چون دوستان خیلی دارن سر صدا می کنن !

 

پی نوشت : همیشه از خدا ممنونم ... همیشه ... چون هوامو داره ... و مرتب یادم می نداره که خودمم باید هوای خودمو داشته باشم ...

همینا ...

تا بعدنا !

/ 5 نظر / 35 بازدید
دختر و پسرا

سلام خوش بگذره الهی یه لباسی که بتونه به آدم آرامش بده تسکین بهش بده چند یوروئه اونجا؟ می خوام گریه کنم دلم واشه

کرگدن

اوهوم ... این مدلی خوبه نوشتن ...

یکتا

ایول ... سلوممم ... چطوریایی دختره؟ ...

امیر

خوشحالم که خوب و راضی هستی

کوچولو

آره! بنتون توی همه اروپا از ارزونترین مارکهاستودیگه ایتالیا که مرکزشه... خوش به خالت واسه بودنت...[مغرور] الان حسودیم شد...[گریه]