داستان یک ترجمه ی ساده

سلام
یه ترانه ی ساده و آروم ترجمه کردم . از " جینو پائولی " به نام " گربه "
همین !



ترانه رو از این جا می تونین گوش کنین :
http://boxstr.com/files/4773680_eb13i/LA%20GATTA.WMA

 LA GATTA

C'era una volta una gatta 
che aveva una macchia nera sul muso   
e una vecchia soffitta vicino al mare 
con una finestra a un passo dal cielo blu

یک روزی یک گربه بود
که یک لکه ی بزرگ روی پوزه داشت .
و یک اتاق زیر شیروانی نزدیک دریا
با پنجره ای که یک قدم تا آسمان آبی فاصله داشت

Se la chitarra suonavo     
la gatta faceva le fusa    
ed una stellina scendeva vicina  vicina
poi mi sorrideva e se ne tornava su.

وقتی که گیتار می زدم
گربه خر خر می کرد
و یک ستاره ی کوچک پایین می آمد ، نزدیک و نزدیک تر
بعد مرا به لبخند وا می داشت و دیگر به بالا باز نمی گشت

Ora non abito più là
tutto è cambiato, non abito più là
ho una casa bellissima
bellissima come vuoi tu.

حالا دیگر آنجا زندگی نمی کنم
همه چیز عوض شده ، دیگر آنجا زندگی نمی کنم
خانه ای بسیار زیبا دارم
بسیار زیبا ، آنچنان که تو می خواهی


Ma io ripenso a una gatta 
che aveva una macchia nera sul muso
a una vecchia soffitta vicino al mare
con una stellina che ora non vedo più

اما دوباره به یک گربه فکر می کنم
که لکه ای سیاه روی پوزه اش داشت
و یک اتاق زیر شیروانی نزدیک دریا
و یک ستاره ی کوچک ، که حالا دیگر دیده نمی شود

:(

اینم سایت جینو پائولی : http://www.ginopaoli.it/

/ 13 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیلا

سلام خانم کریمی! امشب اتفاقی اسمتون رو رو لینکای یه وبلاگ دیدم و خشک شدم. نمی دونم شما همون خانم کریمی ای هستید که من می شناسم یه نه؟ همون کسی که تمام شعرامو (که شاید دیگه خیلی تعریفی هم نداره) مدیونشونم و خیلی سعی کردم اما نتونستم پیداشون کنم، تا بعد از چند سال یه سلام ازشون شنیدمو خیلی دلم براشون تنگ شده.من شاگردشون بودم . چه جوری مد تونم متوجه بشم که شما همون خانم کریمی هستید یا نه؟؟ ای کاش که باشید[ناراحت] می شه کمکم کنید؟

سهیلا

ببخشید ، یادم رفته بود. این ایمیلمه: please_smile_s@yahoo.com

سحر

سلام خوبی؟ از اسباب کشی چه خبر تو هم که هیچی نشده دلت هوای خونه قدیمی را کرده.... شعر قشنگی بود بخصوص اون ستاره

سحر

آدرس سایت ها : [رویا][بغل][خداحافظ] http://www.imagezoo.com/artists/saj/index.htm http://activityvillage.co.uk amaruk.com

سينا علي محمدي

سلام / مدت ها بود اينجا نيامده بودم / قالب رو كاملا تغيير دادي ولي به نظر من قبلي بهتر بود / خوشحالم كه همچنان راحت مي نويسي پشت اين ساده نوشتن هات يك جور حس احمقانه يا ديوانگي يا جنوني هست كه نشاتگر آگاه بودن نويسندشه .... اصلا ولش كن يكي نيست بگه آخه مجبوري نظر بدي !

مانا

بلاخره یکی حرف منو زدا! این آقای سینا(کامنت قبلی) که گفته قالب قبلیت قشنگ تر بود...منم اینقدر اون صفحه ی نارنجی رو دوست داشتم هرچند که میدونم اگه خودم هم جای تو بودم بعد یه مدت عوضش میکردم!خوب دیوونگیه و هزار دردسر دیگه!

وحید

آره والا منم باهاش حال میکردم.منتها رنگشو خوب یادم نیست.چون همواره از پشت عینک جوشکاری میدیدمش. گمونم من تنها کسیم که به اون قالب انتقاد داشتم و دارم ! عجب...

یکتا

فردا پس فردا می رم مشهد ... به اسم کنگره و به هوای تنهایی سفر ... یادت افتادم که همیشه سفر رو دوست داری دختر ... خوبی؟

سهیلا

خانم کریمی عزیز! خیلی خوش حالم که مطمئن شدم و خیلی خوش حال ترم که خودتونید. اما هنوزم منتظر جوابتون هستم

امیر سالار

complimenti per la traduzione e grazie per i file audio e un bocca in lupo per il lavoro che fai